غزلیاتشمارهٔ ۳۰۲ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریجان رفت و ما به آرزوی دل نمیرسیمهرچند میرویم به منزل نمیرسیم۱برقیم و بلکه تندتر از برق و رعد نیزوین طرفه تر که هیچ به محمل نمیرسیم۲لطف خدا مدد کند از ناخدا چه سودتا باد شرطه نیست به ساحل نمیرسیم۳در اصل حل مسأله عشق کس نکردیا ما بدین دقیقهٔ مشکل نمیرسیم۴وحشی نمیرسد ز رهی آن سوار تندکش از ره دگر ز مقابل نمیرسیم۵