اثر
فرهاد و شیرین وحشی بافقی
«فرهاد و شیرین» وحشی بافقی در این آرشیو ۴۴ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۴۴).
- مورد منتشرشده
- ۴۴
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنونشنیدم عاقلی گفتا به مجنونکه برخود عشق را بستی به افسونخواندن شعر ‹
- ۳۴بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبتچو آن مه بر فراز بیستون شدتو گفتی مه به چرخ بیستون شدخواندن شعر ‹
- ۳۵بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیستاگر خواهی بماند راز پنهانبه دل آن راز پنهان ساز چو جانخواندن شعر ‹
- ۳۶بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به اوبهار دلکش و باغ معانیچنین پیدا کند راز نهانیخواندن شعر ‹
- ۳۷بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگرانکه از ما آفرین بر آن خداوندکه نبد در خداوندیش مانندخواندن شعر ‹
- ۳۸بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستونبهر جا وصل از دوری نکوتربجز یک جا که مهجوری نکوترخواندن شعر ‹
- ۳۹بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد راچو از فرهاد، شیرین قصه بشنیدز زیر لب به سان غنچه خندیدخواندن شعر ‹
- ۴۰بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستونچو نازل شد به فرش سبزه چون گلبه گل افشاند زلف همچو سنبلخواندن شعر ‹
- ۴۱بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهادکه بر رویم نگاهی کن خدا رابه صحبت آشنا کن آشنا راخواندن شعر ‹
- ۴۲بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران رابگفت از راز من پوشیده داریدشبی با کوهکن بازم گذاریدخواندن شعر ‹
- ۴۳بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شبچو شیرین کوهکن را دید با خویشبه تنها دور از چشم بداندیشخواندن شعر ‹
- ۴۴بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشقبه گرمی گفتش ار کار دگر هستبجو تا وقت و فرصت این قدر هستخواندن شعر ‹
