جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۱۰۰ از ۵۸۰
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ جلال الدین محمد مولویآن زمانی که آتش تو رسدبجهد این دل چو سیمابم
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ جلال الدین محمد مولویای شده استاد امین جز که در آتش منشینگرچه چنین است و چنین هیچ میاسا دل من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ جلال الدین محمد مولویجان من و جهان من! زُهره آسمان من!آتش تو نشان من، در دلِ همچو عودِ من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ جلال الدین محمد مولویبه پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستنمیان کوره با آتش چو زر همخانگی کردن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ جلال الدین محمد مولویچو لونالون می داند شکنجه کردن آن قاهرچه رغبت دارد آن آتش سپندان را فریبیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ جلال الدین محمد مولویدلا در بوته آتش درآ مردانه بنشین خوشکه از تأثیر این آتش چنان آیینه شد آهن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ جلال الدین محمد مولوییکی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسااگر داری چنین جانی روانش کن روانش کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ جلال الدین محمد مولویچو آتشهای عشق او ز عرش و فرش بگذشتهستدر این آتش ندانم کرد من روپوش شمس الدین
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ جلال الدین محمد مولویروزی که تب مرگم یک باره فروگیردهر پاره ز من گردد از آتش تب سستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ جلال الدین محمد مولویمن بنده بر این مَفْرَش، میسوزم من خوش خوشمیرقصم در آتش مانند سپند ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ جلال الدین محمد مولویهر عشق که از آتش حسن تو نخیزدآن عشق حرام است و صلای فسریدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ جلال الدین محمد مولویمثال شمع شد خونم در آتشز دل جوشیدن و بر رخ فسردن
