نشاید از تو چندین جور کردن
نشاید خون مظلومان به گردن
۱مرا بهر تو باید زندگانی
وگر نی سهل دارم جان سپردن
۲از آن روزی که نام تو شنیدم
شدم عاجز من از شبها شمردن
۳روا باشد که از چون تو کریمی
نصیب من بود افسوس خوردن
۴خداوندا از آن خوشتر چه باشد
بدیدن روی تو پیش تو مردن
۵مثال شمع شد خونم در آتش
ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن
۶در این زندان مرا کند است دندان
از این صبر و از این دندان فشردن
۷از این خانه شدم من سیر وقت است
به بام آسمانها رخت بردن
۸