چرا منکر شدی ای میر کوران
نمیگویم که مجنون را مشوران
۱تو می گویی که بنما غیبیان را
ستیران را چه نسبت با ستوران
۲در این دریا چه کشتی و چه تخته
در این بخشش چه نزدیکان چه دوران
۳عدم دریاست وین عالم یکی کف
سلیمانی است وین خلقان چو موران
۴ز جوش بحر آید کف به هستی
دو پاره کف بود ایران و توران
۵در آن جوشش بگو کوشش چه باشد
چه می لافند از صبر این صبوران
۶از این بحرند زشتان گشته نغزان
از این موجند شیرین گشته شوران
۷نپردازی به من ای شمس تبریز
که در عشقت همیسوزند حوران
۸