شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
که از پرده برون آیند خوبان
۱چنین فرموده است خاقان که امسال
شکر خواهم که باشد سخت ارزان
۲زهی سال و زهی روز مبارک
زهی خاقان زهی اقبال خندان
۳درون خانه بنشستن حرام است
که سلطان می خرامد سوی میدان
۴بیا با ما به میدان تا ببینی
یکی بزم خوش پیدای پنهان
۵نهاده خوان و نعمتهای بسیار
ز حلواها و از مرغان بریان
۶غلامان چو مه در پیش ساقی
نوای مطربان خوشتر از جان
۷ولیک از عشق شه جانهای مستان
فراغت دارد از ساقی و از خوان
۸تو گویی این کجا باشد همان جا
که اندیشه کجا گشتهست جویان
۹