جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۱۰۴ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ جلال الدین محمد مولویرهزنی آن کس کند کو نشناسد رهیخانه دغل او بود کو نشناسد جمال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ جلال الدین محمد مولویاگر چه ذره در آن آفتاب درنرسدولی ز تاب شعاعش شوند نور خصال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۶ جلال الدین محمد مولویچنانک دی ز جمالش هزار توبه شکستاگر رسد عجب امروز هم زهی اقبال
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ جلال الدین محمد مولویتا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسدکف به کف یار دهم در کنف غار روم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ جلال الدین محمد مولوینه رنجورم نه نامردم که از خوبان بپرهیزمنه فاسد معدهای دارم که از خمار بگریزم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ جلال الدین محمد مولویحسد بر من حسد دارد مرا بر کی حسد باشدز جوی خمر چون مستم چرا تشنه لبن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ جلال الدین محمد مولویهمه زهاد عالم را اگر بویی رسد زین میچه ویرانی پدید آید چه گویم من نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ جلال الدین محمد مولویچنان مست است از آن دم جان آدمکه نشناسد از آن دم جان آدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ جلال الدین محمد مولوییکی مطرب همیخواهم در این دمکه نشناسد ز مستی زیر از بم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ جلال الدین محمد مولویدر من ز کجا رسد گمانهاسبحان الله کجا فتادم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ جلال الدین محمد مولویاندیشه عیش بیحضورشترسم که بدو رسد نخواهم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ جلال الدین محمد مولویمن سر خم را ببستم باز شد پهلوی خمآنک خم را ساخت هم او می شناسد خوی خم
