جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۶۷۴ نتیجه برای «حق» · صفحهٔ ۱۱ از ۴۷۳
- بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری او جامیای که از پات نیابم تا فرقیک سر موی نه در نعمت غرق
- شمارهٔ ۹۷ - عشق حق پروین اعتصامیعشق حق، در من شرار افروخته استمن چه میدانم که دستم سوخته است
- بخش ۲۵ - تمثیل مرد حریص نابیننده رزاقی حق را و خزاین و رحمت او را به موری کی در خرمنگاه بزرگ با دانهٔ گندم میکوشد و میجوشد و میلرزد و به تعجیل میکشد و سعت آن خرمن را نمیبیند جلال الدین محمد مولویزان نماید این حقایق ناتمامکه برین خامان بود فهمش حرام
- بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا جلال الدین محمد مولویانبیا گفتند در دل علتیستکه از آن در حقشناسی آفتیست
- بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی جلال الدین محمد مولویخواستم گفتن در آن تحقیقهاتا کنون وا ماند از تعویقها
- بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً جلال الدین محمد مولویگفت درویشی به درویشی که توچون بدیدی حضرت حق را بگو
- بخش ۱۳۶ - بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند جلال الدین محمد مولویآنک در ذاتش تفکر کردنیستدر حقیقت آن نظر در ذات نیست
- بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بینوا کس ندیده است جلال الدین محمد مولویاولم این جزر و مد از تو رسیدورنه ساکن بود این بحر ای مجید
- بخش ۷ - در حق خویش گوید عطار نیشابوریگر تو با این شور قصد حق کنیدر نخستین شب کفن را شق کنی
- بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد جلال الدین محمد مولویباز آن عین ضلالت را به جودحق وسیلت کرد اندر رشد و سود
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است جلال الدین محمد مولویدر همه عمرش ندید او درد سرتا ننالد سوی حق آن بدگهر
- بخش ۳۴ - در صفت آن بیخودان کی از شر خود و هنر خود آمن شدهاند کی فانیاند در بقای حق همچون ستارگان کی فانیاند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد جلال الدین محمد مولویپر من ابرست و پردهست و کثیفز انعکاس لطف حق شد او لطیف
