جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۲۱ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ جلال الدین محمد مولویای زده مطرب غمت در دل ما ترانهایدر سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۴ جلال الدین محمد مولویما به دمشق عشق تو مست و مقیم بهر توتو ز دلال و عز خود عزم عزاز میکنی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ جلال الدین محمد مولویز طمع آدمی باشد که خویش از وی چو بیگانه استوگر او بیطمع بودی همه کس خال و عم بودی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۱ جلال الدین محمد مولویقدم بر نردبانی نه دو چشم اندر عیانی نهبدن را در زیانی نه که تا جان را بیفزایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۶ جلال الدین محمد مولویگشادستی دو دیده پر،قدم را نیز از مستیولی پر سعادت او در آن عالم نهاده ستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ جلال الدین محمد مولویاگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستیدرافتد در جهان غوغا درافتد شور در هستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ جلال الدین محمد مولویخمش کردم که رب دین نهانها را کند تعییننماید شاخ زشتش را وگرچه هست ستاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۲ جلال الدین محمد مولویملامت نشنوم هرگز نگردم در طلب عاجزنباشد عشق بازیچه بیا حقا اغاپوسی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ جلال الدین محمد مولویبگفتا جان ربایم من قدم بر عرش سایم منبه آب و گل کم آیم من مگر در وقت و هر حینی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ جلال الدین محمد مولویتا از تو شدم دانا چون چنگ شدم جانابشنو هله مولانا زاری چنین زاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ جلال الدین محمد مولویای عشق که آن داری یا رب چه جهان داریچندان صفتت کردم والله که دو چندانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۸ جلال الدین محمد مولویای فخر خردمندان وی بیتو جهان زندانوی عاشق بیدل را درمان و دوا چونی
