جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۱۵ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ جلال الدین محمد مولویبه منقارش یکی پرنور نامهنموده صد هزار اسرار از این سو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۵ جلال الدین محمد مولویبه هر دم صد هزار اجزای مردهشود چون جانور از شیوه تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۱ جلال الدین محمد مولویصد شیر و هزار گونه خرگوشخواهی که کنی شکار برگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ جلال الدین محمد مولویسوسنی با صد زبان گر حال من با او بگفتتو چو نرگس بیزبان از چشم اسراری بگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ جلال الدین محمد مولویصد هزار انگشتها اندر اشارت دیده شدسوی او از نور جانها کای فلان این است او
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ جلال الدین محمد مولویگر نترسم ز ملالِ تو بخوانم صد بیتکه ز صد بهتر و ز هجده هزاران، تو مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۴ جلال الدین محمد مولویجبرئیل و صد چو او گر سر کشداز سجود درگهش ای وای او
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۸ جلال الدین محمد مولویمن زمین را لقمهام لیکن زمینرویدش زین لقمه صد لقمان نو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ جلال الدین محمد مولوینام تو تَرک گفتم از بهر مغلطهزیرا که عشق دارد صد حاسد و عدو
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ جلال الدین محمد مولویصد نقش سازد بر عدم از چاکر و صاحب علمدر دل خیالات خوشش زیبا و دلخواه آمده
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ جلال الدین محمد مولویچه باشد صد قمر آن جا شود هر خاک زر آن جابه غیر دل مبر آن جا که آن جا هست دل پاره
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ جلال الدین محمد مولویگزافه این نمیلافم خیالی بر نمیبافمکه صد ره دیدهام این را نمیگویم ز نادیده
