جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱۲۳ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد مینگری از چنبرهٔ وجود خود مینگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه جلال الدین محمد مولویتا پدید آید سِگالشهای اوبعد از آن بر ماست مالِشهای او
- بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب جلال الدین محمد مولویتا رهد از مرگ تا یابد نجاتزانک دید دوستست آب حیات
- بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب جلال الدین محمد مولویابجد و هوز چه فاش است و پدیدبر همه طفلان و معنی بس بعید
- بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیستنما و عالم نیست هستنما جلال الدین محمد مولوینفی را اثبات میپنداشتیمدیدهٔ معدومبینی داشتیم
- بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را جلال الدین محمد مولویاز پی آن گفت حق خود را بصیرکه بود دید ویت هر دم نذیر
- بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت جلال الدین محمد مولویرنجها بسیار دید و عاقبترفت آخر سوی امن و عافیت
- بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشتهای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت جلال الدین محمد مولویخواجه از دورش بدید و خیره مانداز تحیر اهل آن ده را بخواند
- بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی جلال الدین محمد مولویترک خندیدن گرفت از داستانچشم تنگش گشت بسته آن زمان
- بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه جلال الدین محمد مولویچشم دل از مو و علت پاک آروانگه آن دیدار قصرش چشم دار
- بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند جلال الدین محمد مولویحاجیان آنجا رسیدند از بلاددیدهشان بر زاهد خشک اوفتاد
- بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را جلال الدین محمد مولویای که یک دیدارتان دیدارهاای نثار دینتان دینارها
- بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی جلال الدین محمد مولوینو عروسی دید همچون ماه حسنکه همیزد بر ملیحان راه حسن
