جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۲۹۹ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را جلال الدین محمد مولویاین همه وهم توست ای سادهدلورنه بر تو نه غشی دارم نه غل
- بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین جلال الدین محمد مولویهین بجو که رکنِ دولت جستن استهر گشادی در دل اندر بستن است
- بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو جلال الدین محمد مولویدیدبان دل نبیند در مجالکز کدامین رکن جان آید خیال
- بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدقاند و راهزن صد هزار ابله چنانک راهزن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمییارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند جلال الدین محمد مولویاین بهانه هم ز دستان دلیستکه ازو پاهای دل اندر گلیست
- بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد مینگری از چنبرهٔ وجود خود مینگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه جلال الدین محمد مولویاین همیگفت و دلِ او میطپیداز برای آن ایازِ بیندید
- بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان جلال الدین محمد مولویای دریغا کان سخن از دل بدیتا مراد آن نفر حاصل شدی
- بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه جلال الدین محمد مولویدست کی جنبد به ایثار و عملتا نبیند داده را جانش بدل
- بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب جلال الدین محمد مولویهر که اندر کار تو شد مرگدوستبر دل تو بی کراهت دوست اوست
- بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت جلال الدین محمد مولویبر دلی کو در تحیر با خداستکی شود پوشیده راز چپ و راست
- بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان جلال الدین محمد مولویپس دلم میلرزد از جا میرودز اتفاق نعره خوفم میرسد
- بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی جلال الدین محمد مولویگرچه مصباح و زجاجه گشتهایلیک سرخیل دلی سررشتهای
- بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان میجوشد؛ تا هر که مجردست از آن مینوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی» جلال الدین محمد مولویدر نبی فرمود کاین قرآن ز دلهادی بعضی و بعضی را مضل
