جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۲۲ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۷ وحشی بافقیشد به گمان دیدنی، عمر تمام و ، من همانچشم به ره نشاندهام جان امیدوار را
- شمارهٔ ۸ وحشی بافقیوعدهٔ جلوه چون دهی قدوهٔ اهل صومعهدر ره انتظار تو فوت کند نماز را
- شمارهٔ ۱۰ وحشی بافقیبر جیب صبرم پنجه زد عشقی، گریبان پاره کنافتاده کاری بس عجب دست گریبان دوز را
- شمارهٔ ۱۲ وحشی بافقیبا پادشاه من بگو وحشی که چون دور از تو شدتاریخ برخوان گه گهی خوبان عهد خویش را
- شمارهٔ ۱۳ وحشی بافقیمنع مهر غیر نتوان کرد یار خویش راهر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را
- شمارهٔ ۱۸ - سرتاس وحشی بافقیای که هر خلعتی که در بر توستزینت دوش آسمان باشد
- شمارهٔ ۲۲ وحشی بافقیعیبش کنند ناگه و باشد به جای خویشگو دور دار اطلس خویش از پلاس ما
- شمارهٔ ۳۳ وحشی بافقیهمای دولتی تا سایه بر بام که اندازیخوشا بخت بلندی را که سوی اوست پروازت
- شمارهٔ ۳۹ وحشی بافقیتا مقصد عشاق رهی دور و دراز استیک منزل از آن بادیهٔ عشق مجاز است
- شمارهٔ ۴۰ وحشی بافقینه زخم ماست همین از کمان دشمن و بسکه دوست نیز کمان ساز و ناوک انداز است
- شمارهٔ ۵۰ وحشی بافقیچشم ما را نرسد بیشتر از بام و دریای خوشا دولت آن دیده که برطلعت تست
- شمارهٔ ۵۳ وحشی بافقیبگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ستهر مصرِ دل که هست به فرمانِ حسنِ تو ست
