جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۴۸ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ جلال الدین محمد مولویاز پس دور قمر دولت بگشاد دردلق برون کن ز سر خلعت سلطان رسید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ جلال الدین محمد مولویاگر حریف منی پس بگو که دوش چه بودمیان این دل و آن یار می فروش چه بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ جلال الدین محمد مولویای گوهر بحر بقا چون حق تو بس پنهان لقامخدوم شمس الدین را تبریز شهر و مشتهر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ جلال الدین محمد مولویچو دوش آمد خیال او به خواب اندر تفضل جومرا پرسید چونی تو بگفتم بیتو بس مضطر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ جلال الدین محمد مولویماییم معاشران دولتهین بر کف ما نهید ساغر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ جلال الدین محمد مولویدوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دویدمهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ جلال الدین محمد مولویساقیا هستند خلقان از می ما دور دورزان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ جلال الدین محمد مولویاز خدا خواهم ز جان خوش دولتی با او نهانجان ما اندر میان و شمس دین اندر کنار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ جلال الدین محمد مولویخنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسدخنک آن قافلهای که بودش دوست خفیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ جلال الدین محمد مولویسینه خود را هدف کن پیش دوستهین که تیرش در کمانست ای پسر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ جلال الدین محمد مولویگل از پی قدوم تو در گلشن آمدستخار از پی لقای تو گشتست خوش عذار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ جلال الدین محمد مولویچون سپر بیخبر پیش درآ و ببیناز نظر زخم دوست باخبران بیخبر
