جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۳۹۳ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه نظامی گنجویصبحدمی چند ادب آموختمپرده ز سحر سحری دوختم
- بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزمگاه نظامی گنجویچو بدمستان به لشگرگه در افتادو زو لشگر به یکدیگر برافتاد
- شمارهٔ ۵ - قصیده اخری جامیتا گشادی کمر ای شمع شکر لب ز قصبیک کمر بسته پی خدمت تو نیشکر است
- شمارهٔ ۶ جامیگیرد قرار در رحم خاک عاقبتهر نطفه ای که آمده از صلب آدم است
- شمارهٔ ۲۴ جامیبه هر جایش از صنعت نقشبنداندمیده ست گلها چه احمر چه اصغر
- بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه جامیمی زد اندر طواف کعبه قدملیکن از ازدحام اهل حرم
- بخش ۹ - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمند جامیآمد و آورد براقی چو برقپیکری از نور قدم تا به فرق
- بخش ۵۴ - کشیدن سرهنگان یوسف را علیه السلام به جانب زندان و گواهی دادن طفل شیرخواره به پاکی وی و گذاشتن وی جامیقدم از راه غمازی بدر نهکه باشد پرده پوش از پرده در به
- بخش ۱۲ - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانه جامینه ازان همدمان شب خبرینه ازان شادی و طرب اثری
- بخش ۸ - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنه جامیدید در وی خرد به نور قدمسلطنت را قرین حسن و شیَم
- بخش ۳۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان جامیبگفتا خواب دیدم مهر و مه راز رخشنده کواکب یازده را
- بخش ۵۲ - حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان جامیچو شد گرمش از آتش می دماغبرافروخت طبعش چو روشن چراغ
