جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۱۷۵ از ۵۲۵
- سر آغاز وحشی بافقیتو بستی بر کمر گه کوه را زرصدف را از تو درگوش است گوهر
- بخش ۳۵ - گردش در شهر مرغدین اقبال لاهوریهر که خواهد سیم و زر گیرد ز نورچون نمک گیریم ما از آب شور
- بخش ۹ - در اسرار شریعت اقبال لاهوریگر نداری اندر این حکمت نظر تو غلام و خواجهٔ تو سیم و زر
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ جلال الدین محمد مولویالا یا متلفی زرنی لتحیینی و تنشرنیقد استولیت فانصرنی فان الفضل بالاحسان
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ جلال الدین محمد مولویگر نبدی متاع زر اصل وجود بول خرجان خران به بوی آن برنزدی چرا خوری
- دهم جلال الدین محمد مولویاز عدمش من بخریدم به زربی می و بیمایده کی دارمش؟
- بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیهالسلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما جلال الدین محمد مولویآفتاب گنبد ازرق شودکشتی هش چونک مستغرق شود
- بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ جلال الدین محمد مولویاز زن و زر و عقارم صبر هستاین تکلف نیست نی تزویریست
- فصل هشتم - گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند جلال الدین محمد مولوی… ند و میوههای خام و ترش و تلخ در حرارت او پخته و شیرین میگردد؛ معادن زر و نقره و لعل و یاقوت از تأثیر او ظاهر میشوند، اگر این آفتاب که چندین منفعت میدهد به وسایط، اگر نزدیکتر آید هیچ منفعت ندهد بلک جملهی عالم و خلقا …
- بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان جلال الدین محمد مولویور سخن پردازد از زر کهنتو بگویی باده گفتهست آن سخن
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیبنوی یکی باز پیمان نوشتبه باغ بزرگی درختی بکشت
- بخش ۲۱ ابوالقاسم فردوسیزواره بیامد به نزدیک اویورا دید پژمرده و زردروی
