جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱۸ از ۳۳
- در ستایش شاه غیاثالدین و شهزادگان وحشی بافقیچند طرحی گر بری زین باغ چندان نیست دورهست در فردوس طرح این عمارتها ضرور
- بخش ۵۴ - در حضور شاه همدان اقبال لاهوریچند در قلزم به یکدیگر زنیمخیز تا یک دم بساحل سر زنیم
- المجلس الاول سعدی شیرازی… دین به تبع غراب البین مسافت بعد المشرقین جوید، پس همان به که درآویزیم چند چون پشکل از دنباله فرو ریزیم،که دعای این بیچارگان و نصیحت این روسپیزادگان این است که قومی که در این مجلس حاضرند و بر روی این پیر هرزهگوی ناظر، ل …
- شمارهٔ ۱ - مجلس اول سعدی شیرازی… اشتید چه شد که امروز فرو گذاشتید؟ همان طایفه گویند که شمع به نزدیک ما چندان عزیز بود که خود را میسوخت، و روشنایی جهت ما میافروخت اکنون چون صبح صادق تاج افق بر سر نهاد و شعاع خود به عالم داد شمع را دیگر قیمت نباشد و ما …
- فصل سوم جلال الدین محمد مولوی… لاً» آن امانت را بر آسمانها عرض داشتیم نتوانست پذرفتن. بنگر که از او چند کارها میآید که عقل در او حیران میشود، سنگها را لعل و یاقوت میکند، کوهها را کان زر و نقره میکند، نبات زمین را در جوش میآرد و زنده میگرداند و …
- فصل بیست وچهارم - شخصی درآمد فرمود که محبوب است جلال الدین محمد مولوی… ت همچنانک هرچ این دست کند از سایهٔ عقل کند زیرا که سایهٔ عقل بروست هر چند که عقل را سایه نیست اما او را سایه هست بیسایه همچنانک معنی را هستی هست بیهستی؛ اگر سایهٔ عقل بر آدمی نباشد همه اعضای او معطّل شوند.
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار عبید زاکانی… نورالدین رصدی شب و روز مصاحب بود، و یک لحظه بییکدیگر قرار نگرفتندی، چند روز که نورالدین در مرض موت بود محییالدین بر بالین او به شرب مشغول بود. شبی به حجره رفت، بامداد که در خانه آمد غلامان را مویها بریده به عزای نورا …
- بخش ۴۲ - زنده رود مشکلات خود را پیش ارواح بزرگ میگوید اقبال لاهوریعبده‘ چند و چگون کائناتعبده راز درون کائنات
- شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانینفَس من ز درد همنفَسانچند نوبت به یک زمان بگسست
- شمارهٔ ۹ - در مرثیهٔ فرزند خود رشید الدین خاقانی شروانینه نه ما را هنری نیست که گردون شکنیمخویشتن چند به فتراک هنر بربندیم
- فصل پنجاه و چهارم - گفت قاضی عزّالدّین سلام میرساند جلال الدین محمد مولوی… وم از زمین خواهند بودن، لابد حیوان باشند و از حیوان البتّه این آید هر چند که این معنی دریشان باشد، و ناطق باشند امّا چون حیوانیّت دریشان باشد ناچار فسق کنند و خونریزی که آن از لوازم آدمی است. قومی دیگر معنی دیگر میفرما …
- بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم عطار نیشابوریچند خواهی ماند نه پخته نه خامنه بد و نه نیک نه خاص ونه عام
