جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۱۹۱ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ جلال الدین محمد مولویز شمس دین طرب نوبهار بازآیدنشاط بلبله و سبزه زار بازآید
- غزل شمارهٔ ۹۷۴ جلال الدین محمد مولویچون از این لاشه خر فرود آیدشاه دل شهسوار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ جلال الدین محمد مولویشمشیرها جوشن شود ویرانهها گلشن شودچشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ جلال الدین محمد مولویدر مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهلدانی که مستان را بود در حال مستی خیر و شر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ جلال الدین محمد مولویاز اینها کز تو میزاید شهان را ننگ میآیدملک بودی چرا باید که باشی دیو را تسخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ جلال الدین محمد مولویاز ورای هر دو عالم بانگ آید روح راپس تو را با شمس دین باقی اعلا چه کار؟
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ جلال الدین محمد مولوینی خماری کز وی آید انده و حزن و ندمآن خمار شمس دین کز وی فزاید افتخار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ جلال الدین محمد مولویبیشتر رنج که آید همه از فعل گلوستگفت من سوخته نان خورده ام از پست فطیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ جلال الدین محمد مولویچو هر دو باز از این خواب خویش بازآیندبه تخت آید شاه و به تخته آن مقهور
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ جلال الدین محمد مولویعاشق و شهوت کجا جمع آید ای تو ساده دلعیسی و خر در یکی آخر کجا دارند پوز
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ جلال الدین محمد مولویهر آنچ از فقر کار آید به باغ جان به بار آیدبه ما از شهریار آید و باقی جمله آرایش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ جلال الدین محمد مولویور پای ندارد هم سر بندد و سر بنهدمانند طبیب آید آن شاه به بالینش
