جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۹۵۱ از ۲٬۲۵۰
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۱ جلال الدین محمد مولویالعشق فنی، والشوق دنیوالخمر منی، والسکر حالی
- بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را جلال الدین محمد مولویخاصه از بالای که تا زیر کوهدر سر آیم هر زمانی از شکوه
- بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او جلال الدین محمد مولویاین زن و مردی که نفسست و خردنیک بایستست بهر نیک و بد
- بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم جلال الدین محمد مولوینیست اندر عنصرش حرص و هوانور مطلق زنده از عشق خدا
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویاو نکُشتش از برای طبع شاهتا نیامد امر و الهامِ اِله
- بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن جلال الدین محمد مولویوآن دگر در هر دو طعنه میزندوآن دگر از زرق جانی میکند
- بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ جلال الدین محمد مولویگنج زیر خانه است و چاره نیستاز خرابی خانه مندیش و مهایست
- بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا جلال الدین محمد مولویکه تانی هست از رحمان یقینهست تعجیلت ز شیطان لعین
- بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند جلال الدین محمد مولویحیله میکردند کزدمنیش چندکه برند از روزی درویش چند
- بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود جلال الدین محمد مولوینیکوان رفتند و سنّتها بماندوز لئیمان ظلم و لَعنتها بماند
- فصل شصت وچهارم - اهل دوزخ در دوزخ خوشتر باشند که اندر دنیا جلال الدین محمد مولویاهل دوزخ در دوزخ خوشتر باشند که اندر دنیا، زیرا در دوزخ از حق باخبر باشند و در دنیا بیخبرند از حقّ؛ و چیزی از خبر حقّ شیرینتر نباشد. پس آنچ دنیا را آرزو میبرند برای آن است که عملی کنند تا از مظهر لطف باخبر شوند، نه آن …
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویگفت آری بعد من خواهد رسیدآن یکی خوش شد چو این مژده شنید
