جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۰۷۸ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست جلال الدین محمد مولویچونک روحانی بود خود چون بودفتنهاش هر لحظه دیگرگون بود
- بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش را جلال الدین محمد مولویگفت بهلول آن یکی درویش راچونی ای درویش؟ واقف کن مرا
- بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد جلال الدین محمد مولویپیشتر از واقعه آسان بوددر دل مردم خیال نیک و بد
- بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکستگیست و مراد در بیمرادیست و وجود در عدم است و عَلی هَذا بَقیَّةُ الأَضْدادِ وَ الأَزْواجِ جلال الدین محمد مولویکین زمین را از چه ویران میکنیمیشکافی و پریشان میکنی
- بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند جلال الدین محمد مولویکای خدا زین خواجهٔ صاحب مننچون نیاموزی تو بنده داشتن
- بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً جلال الدین محمد مولویلیک لعب بازگونه بود سختپیش پای هر شقی و نیکبخت
- بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را جلال الدین محمد مولویهمچنین دیده جهات اندر جهاتدر پی هم تا رسی در برد و مات
- بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند جلال الدین محمد مولویرنگِ روی و نبض و قاروره بدیدهم علاماتش هم اسبابش شنید
- بیستم جلال الدین محمد مولویهله درده می بگزیده که مهمان تومز پریشانی زلف توپریشان توم
- بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید جلال الدین محمد مولویزید را اکنون نیابی کو گریختجست از صفّ نعال و نعل ریخت
- بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه جلال الدین محمد مولویاین چنین ذالنون مصری را فتادکاندرو شور و جنونی نو بزاد
- بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زندهاند و سخنگوی و سخنشنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی جلال الدین محمد مولویدر جهان مردهشان آرام نیستکین علف جز لایق انعام نیست
