جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۲۰۹ از ۵۸۰
- بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه جامیور جهد از زبان او شرریکه چو آتش کند در او اثری
- بخش ۵۸ - ندبه حکیم دوم جامینه در عقل ما خوش ز ناخوش جدانه در چشم ما آب از آتش جدا
- بخش ۲۱ جامیکفتار چون این گفتار شنیع شنود آتش غیرت در وی بجوشید؛ دهان بگشاد که «این چه سخن بیهوده است و این واقعه کی و کجا بوده است؟» از وی دهانگشادن همان بود و از روباه رو در گریز نهادن همان!
- بخش ۷۴ - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد جامیکیست ابسال از سلامان کامیاب؟چیست کوه آتش و دریای آب؟
- بخش ۱۰ جامیکی شود سوز قتیلت کشته زیر تیره خاکزانکه این آتش ز جان روشن او خاسته ست
- بخش ۷۱ - حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملاقات به جمال وی ننگریست جامیبیدلی داغ دل افروزی داشتدر دل از آتش او سوزی داشت
- بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاری جامیگر به آتش نکنی غور رسیبه کسی کی رسد از هیچ کسی
- بخش ۲۷ - قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمد جامیفصل دی بود و منقلی آتششعله می زد میان ایشان خوش
- بخش ۱۹ - فخرالدین اسعد گرگانی جامیمثال پادشه چون آتش آمدبه طبع آتش همیشه سرکش آمد
- شمارهٔ ۴ پروین اعتصامیهمچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدنهمچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن
- شمارهٔ ۱۴ - از یک غزل پروین اعتصامیپروانه جز بشوق در آتش نمیگداختمیدید شعله در سر و پروای سر نداشت
- شمارهٔ ۳۲ - بی پدر پروین اعتصامیآب دادم به پدر چون نان خواستدیشب از دیدهٔ من آتش جست
