جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۱۵۹ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۶۳ - صف پنجاه و یکم ناصرخسرو قبادیانی… مردمی دیگر بود به حد قوت تا ممکن بود پیدا شدن او به فعل، بر مثال خرمابنی که پیش از این که خرمابن گشت به فعل یافتن او اندر دانه خرما بود به قوت.
- بخش ۲۶ - صف بیستم ناصرخسرو قبادیانی… را بدان چشم ذاتی، نفس بنماید بر مثال آفتاب که چراغ که شکل و صورت جسمانی بچشم نگرندگان اندر پدید آرد. و گواهی دهد بر درستی این دعوی قول خدای تعالی که مر رسول را علیه السلام گفت: قوله « یا أیها النبی انا أرسلناک شاهداً و …
- گفتار بیست و نهم ناصرخسرو قبادیانی… لم خرید و فروخت بدین دو گوهر است و این دو گوهر دلیل است بر دو اصل روحانی که فایده دادن و فایده پذیرفتن را اندر دو عالم مایه ایشانند بدان تایید کز ایشان روانست اندر عالم دین برمحققان و آن بیانست پس گوئیم که هر که حدی از ح …
- گفتار بیست و ششم ناصرخسرو قبادیانیگوئیم بتوفیق ایزد تعالی که این نماز را بانگ نماز و قامت نیست و الحمد و سوره خواندن نیست و بیک دعا و صلواتست و رکوع و سجود نیست و بیک سلام ازو باید گشتن که بر دست راست بدهی و اندرو پنج تکبیر است و میان هر دو تکبیر صلوات ت …
- بخش ۷۴ - صف شصتم ناصرخسرو قبادیانی… است : یکی از او ذهن و دیگر حق و سدیگر خرمی و چهارم برهان و پنجم زندگانی و ششم کمال و هفتم بی نیازی . و اکنون دلیل آنک این هفت قسمت هستی با عقل کل با هم پدید آمده است بنماییم : گوئیم دلیل بر آنک ذهن با عقل کل کشنده است …
- گفتار بیست و دویم ناصرخسرو قبادیانی… ه روز آدینه دلیل بر اوست و نماز آدینه دو رکعت کنند و دو خطبه خوانند معنیش آنست که ناطق مر خلق را بچهار اصل دین خواند و خطبه پیش کنند و نماز پس کنند معنیش آنست که ناطق نخست از دو روحانی آگاه شد آنگه دو جسمانی بر پای کرد چ …
- بخش ۵۵ - صف چهل و سوم ناصرخسرو قبادیانی… م این جسد کثیف است و قول اهل ظاهر آنست که روح عرضی است لطیف و آن زندگانی است که مردم بدان سخن گوی است و اندر یابنده، و مذهب بیشتر از فلاسفه آن است که نفس گوهری بسیط است زنده و اندر یابنده و سخن گوی و نزدیک حکماء شریعت رو …
- شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله خاقانی شروانیآن به که پیش هودج جانان کنی نثارآن جان که وقت صدْمهٔ هجران شود فنا
- شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است خاقانی شروانیمگر به ساحت گیتی نماند بوی وفاکه هیچ انس نیامد ز هیچ انس مرا
- شمارهٔ ۵۸ - این قصیدهٔ را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده است خاقانی شروانیهر سحر خاقانی آسا بر فلکناوک آتش فشان خواهم فشاند
- شمارهٔ ۶۱ - تجدید مطلع خاقانی شروانینیشتر ماه نو و خون شفق و طشت فلکطشت و خون را بهم از نیشتر آمیختهاند
- شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه خاقانی شروانیتو میخور صبوحی تو را از فلک چهکه چون غول نیرنگ الوان نماید
