جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۲۴۳ از ۴۹۷
- سوم جلال الدین محمد مولویگشته من زیر و زبر از صرصر هجران توتا ببینم روی تو بدتر شوم پیچان شوم
- بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه جلال الدین محمد مولویصد هزاران شیر زیر رانشانپیش دیدهٔ غیبدان هیزمکشان
- بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق جلال الدین محمد مولویگاه بانگ زیر را قبله کنیگاه گریهٔ زار را قبله زنی
- بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین جلال الدین محمد مولوینه به چپ نه راست نه بالا نه زیرچشم تیز من نشد بر قوم چیر
- بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست جلال الدین محمد مولویصورتِ سرکش گُدازان کُن برَنجتا ببینی زیر او وحدت چو گنج
- بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت جلال الدین محمد مولویبوی گل بهر مشامست ای دلیرجای آن بو نیست این سوراخ زیر
- بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی جلال الدین محمد مولویپارهای دزدید و کردش زیر راناز جز حق از همه احیا نهان
- بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه جلال الدین محمد مولویدید اعرابی زنی او را دخیلگفت عمر نک به زیر آن نخیل
- بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را جلال الدین محمد مولویزیر بالشها و زیر شش نمدخفت پنهان تا ز زخم شه رهد
- بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه جلال الدین محمد مولویخویش را در خواب کن زین افتکارسر ز زیر خواب در یقظت بر آر
- بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیهالسلام به خاک کی حفنهای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیهالسلام جلال الدین محمد مولویعرش معدن گاه داد و معدلتچار جو در زیر او پر مغفرت
- بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان جلال الدین محمد مولویآنچنان افکند خود را سخت زیرکه مخلخل گشت جسم آن دلیر
