جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۵۰ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ جلال الدین محمد مولویبرای خدمت تو آب در سجود رودز درد توست بر این خاک رنگ بیماری
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۰ جلال الدین محمد مولویچو درد سرت نیست سر را مبندکه سرفتنه روز غوغا توی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویجهت خرقهای چنین زخمیاین چنین درد سر ز دستاری
- بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد جلال الدین محمد مولویزاغ اگر زشتی خود بشناختیهمچو برف از درد و غم بگداختی
- بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ جلال الدین محمد مولویهر زمان میدرد این دلق تنتپاره بر وی میزنی زین خوردنت
- بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه جلال الدین محمد مولویهر چه یابد او بسوزد بر دردچون نیابد هیچ خود را میخورد
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویکافران را درد و مؤمن را بشیرلیک نقد حال در چشم بصیر
- بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود جلال الدین محمد مولویمرغ پری زد مرورا کور کردنک فرو بردش به قعر مرگ و درد
- بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویاین سخن نی هم ز درد و سوز گفتخوابناکی هرزه گفت و باز خفت
- بخش ۹۷ - مثل دوبین همچو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکانهای این شهر و اگر بیتدارک همچنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکانها را از هم جدا دانستهام جلال الدین محمد مولویاین سخن پایان ندارد آن غریببس گریست از درد خواجه شد کئیب
- بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین جلال الدین محمد مولویچون به درد دیگران درمان بدیدرد مهمان تو آمد تن زدی
- بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق جلال الدین محمد مولویآن طرف که عشق میافزود دردبوحنیفه و شافعی درسی نکرد
