جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۲۷۷ از ۵۵۱
- بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی جلال الدین محمد مولویوا مگردان هیچ ازینها دم مزنتا نیاید بر من و تو صد حزن
- بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را جلال الدین محمد مولویتا درین سُکری، از آن سُکری تو دورتا ازین مستی از آن جامی نفور
- بخش ۱ - پادشاهی هرمزد دوازده سال بود ابوالقاسم فردوسیمگر جامه از مشتری بستدیبه لوئلؤ بر از خون نقط برزدی
- بخش ۱ ابوالقاسم فردوسیبه گیتی دران کوش چون بگذریسرانجام نیکی بر خود بری
- بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم ابوالقاسم فردوسینِگَه کُن سَرانجامِ خود را ببینچو کاری بیابی اَز این بِه گُزین
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیچه با رنج باشی چه با تاج و تختببایدت بستن به فرجام رخت
- بخش ۸ - حکایت خیام نیشابوریروزی نوشینروان به باغ سرای اندر، حجام را بخواند تا موی بردارد. چون حجام دست بر سر وی نهاد گفت « ای خدایگان دختر خویش بزنی به من ده تا من دل (تو) از جهت قیصر فارغ گردانم » نوشین روان با خود گفت « این مردک چه میگوید!؟ » …
- بخش ۱۰ - حکایت خیام نیشابوری… دندی و با او مزاح و بازی کردند، و از سخن او خندیدندی. روزی در خانهای جامهای دیباش پوشانیدند، و پیرایههای زر و جوهر برو بستند و گفتند « ما ترا به شوهر خواهیم داد » آن زن چون دران (زر) و جوهر نگرید و تن خویش را آراسته دی …
- غزل شمارهٔ ۷۴ صائبنیست مانع از تماشا جامهٔ فانوسِ شمعوای بر شمعی که از پرتو کند فانوس را
- غزل شمارهٔ ۷۶ صائبعشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس راپیشِ زُهّاد افکنم این خرقهٔ سالوس را
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ صائبچون شرر بر جان نمیلرزم ز بیمِ نیستیدیدهام در نقطهٔ آغاز خود، انجام را
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ صائبعارفان دل را سفید از نقش هستی کرده اندرنگ داغ عیب باشد جامه احرام را
