جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۷۸ نتیجه برای «گه» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۲۸ از ۳۲
- بیست و چهارم جلال الدین محمد مولویای رحمت بیپایان وقتست که در احسانموجی بزند ناگه بحر گهرافشانت
- بخش ۳۶ - اندر عزم شاعر بجواب دادن سؤالات خویش ناصرخسرو قبادیانیسخن دراز شد، این جایگه فروهشتمگران شد و شکهانم من از گرانی بار
- بخش ۱۴۰ - موسیقی اقبال لاهوریبندگی از سر جان نا آگهی استزان غم دیگر سرود او تهی است
- فصل پنجاه و یکم - سؤال کردند از تفسير این بیت جلال الدین محمد مولوی… میخ برهد بداند که در چه عذاب بود، و همچنان طفلان را پرورش و آسایش در گهواره باشد و در آنک دستهاش را ببندند الّا اگر بالغی را به گهواره مقیّد کنند عذاب باشد و زندان. بعضی را مزه در آنست که گلها شکفته گردند و از غنچه سر ب …
- بخش ۲۷ - اندر فرق میان مدرک و ادراک ناصرخسرو قبادیانی… ایاندر میانه سیاهی چشم است بزیر آن پوست روشن که هر که بچشم کسیاندر نگه کرد، صورت خویش رااندرو ببیند، و مر او را بدین سبب مردمک چشم گویند، از بهر آنکاندر یافتن دیدنیها از رنگها و شکلها که این بر طبیعتهاست وز حرکتها …
- شمارهٔ ۸ - در مرثیهٔ خواجه ابوالفارس خاقانی شروانیهمه آفاق آگهند که بازکار خاقانی از نورد گذشت
- بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود اقبال لاهوریاندرین ره جز نگه مطلوب نیستاین کله یا آن کله مطلوب نیست
- شمارهٔ ۳ - مجلس سوم سعدی شیرازیبر درگه عزّتت همه خلق زبونکس را نرسد که این چرا و آن چون
- شمارهٔ ۵ - در تربیت یکی از ملوک گوید سعدی شیرازیمَثَل حاکم با رعیّت مَثَل چوپان است با گلّه، اگر گله نگه ندارد، مزد چوپانی حرام می ستاند. و حکایت پادشاهان پیشین بسیار میخواند تا از سیرت نیکان خیر آموزد و از عاقبت بدان عبرت گیرد، و در حال گذشتگان نظر کند و مردم نا آزم …
- بیست و هشتم جلال الدین محمد مولویای آسمان، خوش خرگهی، وی خاک، زیبا درگهیای روز، گوهر میدهی، وی شب، تو عنبر میکشی
- بخش ۶۱ - حضور اقبال لاهوریچیست ملت ایکه گوئی لاالهبا هزاران چشم بودن یک نگه
- شمارهٔ ۴ - رساله در عقل و عشق سعدی شیرازی… رسم که آلت معرفت چیست؟ جوابم دهی که عقل و قیاس و قوت و حواس، چه سود آنگه که قاصد مقصود در منزل اول بوی بهار و جد از دست به در می برد و عقل و ادراک و قیاس و حواس سرگردان میشود.
