جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۷۱۶ نتیجه برای «سخن» · صفحهٔ ۲۸۱ از ۴۷۷
- بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ میرفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان میبینم موری دگر کی از هر دو چشم روشنتر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره جلال الدین محمد مولویکای سخنگوی خبیر رازداناز صفات حق بکن با من بیان
- بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت جلال الدین محمد مولویاو مکرر کرد بر زن آن سخنگفت زن این هست از امرودبُن
- بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان جلال الدین محمد مولویآب حیوان خوان مخوان این را سخنروح نو بین در تن حرف کهن
- بخش ۱۲۷ - بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاست جلال الدین محمد مولویاز سخنگویی مجویید ارتفاعمنتظر را به ز گفتن استماع
- بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست جلال الدین محمد مولویاین سخن پیدا و پنهانست بسکه نباشد محرم عنقا مگس
- بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان جلال الدین محمد مولویگر نبندی زین سخن تو حلق راآتشی آید بسوزد خلق را
- بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل جلال الدین محمد مولویاز کبابش مانع آمد آن سخنبخت نو بخشد تو را عقل کهن
- بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا جلال الدین محمد مولویمدّتی میبایدش لب دوختناز سخن، تا او سخن آموختن
- بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل جلال الدین محمد مولویچون جواب احمق آمد خامشیاین درازی در سخن چون میکشی
- بخش ۱۹ - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول جلال الدین محمد مولویاین به تقدیر سخن گفتم تراورنه خود دستش کجا و آن کجا
- بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحلهای الا من عصم الله جلال الدین محمد مولویاین سخن پایان ندارد بازگردسوی شاه و هممزاج باز گرد
- بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی جلال الدین محمد مولویاز فراق و هجر میگویی سخنهر چه خواهی کن ولیکن این مکن
