جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۲۸۷ از ۳۵۰
- بخش ۲۳ - حکایت در این معنی سعدی شیرازیبگفتا دعایی کن ای هوشمندکه در رشته چون سوزنم پایبند
- غزل شمارهٔ ۲۴ جلال الدین محمد مولویخورشید چون افروزدم تا هجر کمتر سوزدمدل حیلتی آموزدم کز سر بگیرم کار را
- غزل شمارهٔ ۴۵ جلال الدین محمد مولویچشمهی سوزنِ هوس تنگ بوَد یقین بدانره ندهد به ریسِمان چونک ببیندش دوتا
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ جلال الدین محمد مولویگفت آخر چون درآید خانه تا سر آتش استمیبسوزد هر دو عالم را ز آتشهای لا
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ جلال الدین محمد مولوینه هیزمست که آتش شدست در سوزشبدانک هیزم نورست اگر چه انور نیست
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ جلال الدین محمد مولویآن توبهسوزم را بگو وان خرقهدوزم را بگووان نورِ روزم را بگو مستان سلامت میکنند
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ جلال الدین محمد مولویهر آن آتش که میزاید غم و اندیشه را سوزدبه هر جایی که گل کاری نهالش گلستان باشد
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ جلال الدین محمد مولویور به عزت بشنود غیرت بسوزد مر مرااندر این عاجز شدست او بیطریق و بیورود
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جلال الدین محمد مولویدر معده چون بسوزد آن نان و نان خورشآن گاه عقل و جان شود و حسرت حسود
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ جلال الدین محمد مولویآتش بدخوی بود سوزش هر کوی بودچونک نکوروی بود باشد خوب ختنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ جلال الدین محمد مولوینیم پروانه آتش که پر و بال خود سوزممنم پروانه سلطان که بر انوار میگردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ جلال الدین محمد مولویدر من کسی دیگر بود، کاین خشمها از وی جهدگر آب سوزانی کند، زآتش بود، این را بدان
