جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۸۸ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۶ جلال الدین محمد مولویز آب و گل این دیده تو پرگل استپاک کنش در نظر پاک من
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۸ جلال الدین محمد مولویتو آن خنبی که من دیدم ندیدیمرا خنبک مزن ای یار میرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ جلال الدین محمد مولویشش جهت از روی من شد همچو زرتا بدیدم سیم هفت اندام تو
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۱ جلال الدین محمد مولویتو پرده تن دیدی از سینه بنشنیدیآن زخمه که دل میزد کان پرده دیگر به
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۸ جلال الدین محمد مولویای سنگ سیه را تو کرده مدد دیدهوی از پس نومیدی بشکفته گل از ساره
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۲ جلال الدین محمد مولویما غم نخوریم خود کی دیدهستتو بار کشی و او کند عه
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ جلال الدین محمد مولویدر پرده مباش ای چو دیدهخوش نیست به پیش دیده پرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ جلال الدین محمد مولویدیدم مستش خستم دستشآسان آسان فی ستر الله
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ جلال الدین محمد مولویخوش بود فرش تن نور دیدهخوش بود مرغ جان بپریده
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۵ جلال الدین محمد مولوییکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبیزهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۶ جلال الدین محمد مولویاز خلق نهان زان شد تا جمله مرا باشدگر هیچ پدیدستی آن همگانستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ جلال الدین محمد مولویچون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدیچون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی
