جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۹۰ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ جلال الدین محمد مولویخورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسدبا گوی و چوگان می رسد سلطان میدانی است این
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ جلال الدین محمد مولویجرجیس رسد کو هر نفسینو کشته شود در کشور من
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ جلال الدین محمد مولویاز سوی تبریز اگر شمس حَقَم باز رسدشرح شود کشف شود جملهٔ گفتارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ جلال الدین محمد مولویقلم از عشق بشکند چو نویسد نشان توخردم راه گم کند ز فراق گران تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویقومی بدیده چیزکی عاشق شده لیک از حسداز کبر و ناموس و حیا هم در خلاء پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ جلال الدین محمد مولویتا صورت غیبی رسد وز صورتت بیرون کشدکز جعد پیچاپیچ او مشکل شدهست این مساله
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ جلال الدین محمد مولویگهی سودای فاسد بین زمانی فاسد سوداگهی گم شو از این هر دو اگر همخرقه مایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ جلال الدین محمد مولویز شمس الدین شناس ای دل چو بر تو حل شود مشکلتجلی بهر موسی دان به جودی کی رسد جودی؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ جلال الدین محمد مولویبر این گردش حسد آرد دوار چرخ گردونیکه این مغز است و آن قشر است و این نور است و آن ناری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ جلال الدین محمد مولویزره کاسد شود آن جا سلح بیقیمتی گرددسیاستهای شاه ما چو درهم سوخت غداری
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ جلال الدین محمد مولویمثال نردبان باشد به نالیدن به عشق اندرچو او بر نردبان کوشد رسد ناگاه بر بامی
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ جلال الدین محمد مولویچون برم نام او را دررسد بخت خضرااسم شد پس مسما بیدوی بیتوانی
