جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۲۹۱ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ جلال الدین محمد مولویعقل عقل و دل دل جان دو صد جان چو تویواجب آید که به اقبال تو بر تن نتنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ جلال الدین محمد مولویگر دو صد خانه کنی زنبوروارچون مگس بیخان و بیمانت کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ جلال الدین محمد مولویخوشتر اسیری تو صد بار از امیریخاصه دمی که گویی ای خسته دل اسیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ جلال الدین محمد مولویاگر تو کار نکردی و مفلسی از خیربیا که کار چو تو صد هزار ما کردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ جلال الدین محمد مولویبلیس وار ز آدم مبین تو آب و گلیببین که در پس گل صد هزار گلزارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ جلال الدین محمد مولویدل چو شبنم ما را به بحر بازرسانکه دم به دم ز غریبی دو صد زیان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ جلال الدین محمد مولویهر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فررقصان و خندان چون شکر ز انا الیه راجعون
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ جلال الدین محمد مولویخورشید اندر سایهاش افزون شده سرمایهاشصد ماه اندر خرمنش چون نسر طایر دانه چین
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ جلال الدین محمد مولویدلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمنصد حور کش داری ولی بنگر یکی داری چو من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ جلال الدین محمد مولویهم مونس زندان من، هم دولت خندان منوالله که صد چندان من، بگذشته از بسیار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ جلال الدین محمد مولویصد آفتاب از تو خجل او خوشه چین تو مشتعلنعره زنان در سینه دل استدرکوا عین الیقین
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ جلال الدین محمد مولویدر قهر او صد مرحمت در بخل او صد مکرمتدر جهل او صد معرفت در خامشی گویا چو ظن
