جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۳۰۱ از ۶۸۲
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ ناصرخسرو قبادیانیآن عالم دین که از حکیمانعالم جز ازو نشد مطلق
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵ ناصرخسرو قبادیانیاز مردمان به جمله جز از روی علممه را به مه مدار و نه که را به که
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶ ناصرخسرو قبادیانیچو ننوازی و ندهی گشت پیداکه جز بادی نداری در قنینه
- بخش ۱۹ - صف پانزدهم ناصرخسرو قبادیانی… که آنچ از جانوران برو طبع خاک غالب بود خاک مر او را سوی خویش کشید تا جز بچهار پای همی نتواند ایستادن، چون ستوران و ددگان؛ و بعضی را طبیعت خاکی چنان قهر کرد که خود پای نیافت تا از خاک توانستی جدا شدن، چون کرمان و ماران و …
- بخش ۱۰۳ - صف هشتاد و یکم ناصرخسرو قبادیانی… و حسیه و ناطقه و بویها و رنگها اندر شگوفها و مزه ها دادن اندر میوها و جز آن ، و این همه یک قوت است کز نفس کلی و ز عالم جسمانی برو بارنده است هموار . و لکن بسبب تفاوت صورتها و قوتها چیزها ببرتری و فروتری که نتوانستند مر …
- گفتار سویم ناصرخسرو قبادیانی… چه زیر علم نیاید مرورا هست نشاید گفتن پس هر چه علم بر وی محیط است همه جز خدایست و چون روا نیست که خدایتعالی زیر علم باشد و علم آنست که چیزها و هستیها همه زیر اوست و نیست هم نیز زیر اوست روا نباشد که گویم خدای هست و یا نی …
- بخش ۹۱ - مهروبان ناصرخسرو قبادیانی… د. و خواربار یعنی ماکول این شهر از شهرها و ولایتها برند که آن جا به جز ماهی چیزی نباشد، و این شهر باجگاهی است و کشتی بندان، و چون از آن جا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند ناحیت توّه و کازرون باشد و من در این شهر مهروبا …
- بخش ۹۷ - پس از طبس ناصرخسرو قبادیانی… درخت پسته بسیار بود در سرایها و مردم بلخ و تخارستان پندارند که پسته جز بر کوه نروید و نباشد. و چون از تون برفتیم آن مرد گیلکی مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به گنابد میرفتی دزدان بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند. چند ن …
- بخش ۱۰۲ - صف هشتادم ناصرخسرو قبادیانینفسهای جزیی اندرین عالم آرزومندند بدان نعمتها که آراسته شده است ایشان را اندر آن عالم . و آرزو کردن نفس مردم مر آن نعمتها را بدانست که این نفسهای مردمی نزدیک شده است به نفس کلی که نعمت های آخرتی همه ازوست ، و مر نفس جزیی …
- شمارهٔ ۶۰ - در شکایت از روزگار خاقانی شروانیبی هنر خوش چو گل که بر کمرشکیسه جز لعل تر ندوختهاند
- شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح منوچهر شروان شاه و شکایت اخستان شاه خاقانی شروانیآفتابی است تیغ تو که غروبجز به مغز عدو نمیدارد
- شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش سلطان غیاث الدین محمد بن محمود بن محمد بن ملک شاه سلجوقی خاقانی شروانینوبر چرخ کهن نیست به جز جام میحاملهای ز آب خشک آتش تر در شکم
