جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۳۱۷ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۵۱۹ صائبنگه در دیده خورشید تابان آب می سازدگل رویی که من در پرده شرم و حیا دیدم
- غزل شمارهٔ ۵۵۲۰ صائببه آب روی خود از گوهرم قانع درین دریارهین منت خود گو مکن ابرگهر بارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۲۴ صائبجهانی می دهند از دیدن من آب، چشم خوداگر چه قطره آبی ز قسمت چون گهر دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۲۶ صائبعجب دارم درین دریا به فریادم رسید گوشیکه من گوش صدفها را گرانبار از گهر دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۶۳ صائبمن آن بحر گهرخیزم بساط آفرینش راکه گوهر می شود سیماب اگر ریزند در گوشم
- غزل شمارهٔ ۵۵۸۶ صائبنگاه عجز تیغ بد گهر را تیزتر سازدفلک گر تیغ بارد بر سرم بالا نمیبینم
- غزل شمارهٔ ۵۶۰۴ صائبپینه بسته است زخم چون صدف از سیلی موجتا درین قلزم خونخوار گهر یافته ام
- غزل شمارهٔ ۵۶۰۵ صائبچه گهرهای گرانسنگ که در جیب امیداز هواداری نیسان سخن یافته ام
- غزل شمارهٔ ۵۶۰۶ صائبغوطه در بحر گهر ز آبله پا زدهامدر دل خاک قدم بر سر دریا زدهام
- غزل شمارهٔ ۵۶۱۱ صائبچون گهر گرد یتیمی به رخ سنگ نشستتا من از حلقه اطفال به صحرا رفته
- غزل شمارهٔ ۵۶۱۲ صائبعرق سعی به مقصود رسانید مرابر بساط گهر از آبله پا رفتم
- غزل شمارهٔ ۵۶۱۶ صائبنشد از ابر گهر بار صدف را روزیآنچه من جمع ز دریوزه دلها کردم
