جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۳۱۹ از ۴۹۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۹ ناصرخسرو قبادیانیبدین سخن شدهای تو رئیس جانورانبدین فتادند ایشان به زیر بیع و شری
- بخش ۳۷ - رمله، عسقلان، طینه، تنیس ناصرخسرو قبادیانیدر کشتی نشستم تا تنیس و آن تنیس جزیره ای است و شهری نیکو و از خشکی دور است چنان که از بام های شهر ساحل نتوان دید، شهری انبوه و بازارهای نیکو و دو جامع در آن جاست. به قیاس ده هزار دکان در آن جا باشد و صد دکان عطاری باشد. …
- گفتار چهل و یکم ناصرخسرو قبادیانی… له تعالی :جعلنا عالیها سافلها و امطرنا علیها حجاره من سجیل منضود گفت (زیرو بالا نمودیم) شهرستانی(را) که در آن فاحشه همی کردند (و) بر ایشان سنگ با رانیدیم از دوزخ دمادم پس این آیت از خدایتعالی تعلیم بود مر امامنرا که چون …
- شمارهٔ ۳۱ - در مدح خواجه همام الدین حاجب و یاد کردن از مرگ منوچهر خاقانی شروانیهر دل که زیر سایهٔ زلفش نشان دهندمرغی است پر بریده که از آشیان ماست
- شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین خاقانی شروانیمیکشد عقل را به زیر رکابچون رکاب گران کشند احرار
- شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زینالدین دستور عراق خاقانی شروانیچون سپر زر مهر گشت نهان زیر خاکناچخ سیمین ماه کرد پدید آسمان
- شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوم خاقانی شروانیذات او مهدی است از مهد فلک زیر آمدهظلم دجالی ز چاه اصفهان انگیخته
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در ستایش شاهزادهٔ آزاده شاه خلیل الله وحشی بافقیزین نوع باز و اسب که گفتم هزار بیشبادا به زیر ران و سر دست نوکرش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - قصیده وحشی بافقیسزاوار آن جمله کز اسب و استرکِشی زیر و بمِشان، زنی تا توانی
- بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد وحشی بافقیبه زیر پا درش هنگام رفتارنمیگردید مور خفته بیدار
- شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی وحشی بافقیوزیری بود بس عالی مقامشنظیر از مادر ایام نامش
- نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن وحشی بافقیبسی عریان تنان را جای بیم استاز آن عقرب که در زیر گلیم است
