جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۳۳۱ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۵ صائبگوش خود را چون صدف سنگین کن از آب گهرتا ز ابر، آوازهی احسان دریا نشنوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۰ صائبز چشم زخم، غواص گهر سالم کجا ماند؟که آب تلخ دریا را بود چشم حباب از پی
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۸ صائبطراوت نیست چون گهواره در سیمای این طفلانسپهر خشک یک پستان بی شیرست پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۱ صائبنگه دارد خدا از چشم بد، رعناییی داردکه بر روی زمین در خانه زین است پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۰ صائبفلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشیتویی آن چشم را مردم اگر روشن گهر باشی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۳ صائبنگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقیید بیضا شود دست از بیاض گردن ساقی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۷ صائبنه امروزست از اشک یتیمی دامنم دریاز طفلی کشتی گهواره من بود طوفانی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۸ صائبغزال از دور باش وحشت من راه گرداندمرا در دامن صحرا نمی باید نگهبانی
- غزل شمارهٔ ۶۷۸۳ صائبدرون دل بود یار از جهان گل چه میخواهی؟گهر در سینه بحرست از ساحل چه میخواهی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۰۴ صائبدهن خود چو صدف پاک درین دریا کناگر از ابر بهاران گهری می طلبی
- غزل شمارهٔ ۶۸۰۶ صائبنگهی را که کمندِ گهرِ عبرت بودتو ز کوتهنظری خرجِ کتابش کردی
- غزل شمارهٔ ۶۸۱۷ صائبسطحیان غور معانی نتوانند نمودرزق موج است ز دریای گهر خار و خسی
