جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۳۳۶ از ۶۴۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ ناصرخسرو قبادیانیدل خزینهٔ علم دین آمد، تو رانیست برتر گوهری از علم دین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳ ناصرخسرو قبادیانیگر از غارت دیو ترسی همیدرآمدت باید به غار علی
- بخش ۴۳ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… رکتی نهاده است از بهر تباه شدن شخصها از پس یکدیگر تا بدان سبب بیرون آمدن نفس باشد از حد قوت به حدّ فعل، و وباء و بلاء که اندر عالم ظاهر شود و از قحط و غرق و جز آن به سبب دو چیز باشد: تباه کردن قصدی را باشد و یا پیدا کر …
- بخش ۳۱ - صف بیست و سوم ناصرخسرو قبادیانی… مر عقل را بود، پس ازین قیاس مبدع حق خود عقل بودی ، و نتیجه این سخن آن آمد که کسی گوید آفریده خود آفریدگارست، و این محال است. وگر عقل هویت مبدع حق به نیستی ابداع درست کردی این خود چون شایستی بودن درست کردن از جهت نیستی، و …
- بخش ۳۵ - صفت بیست و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… ت علت خویش بیمیانجی به تمامی پذیرفت و نفس از کلمه به میانجی عقل پدید آمد، پس خلافی نیست اندر آنکه آنچ پدید آمدن او از چیزی دیگر به ذات او باشد شریفتر از آن چیز باشد که پدید آمدن او از چیزی دیگر به ذات او باشد شریفتر ا …
- بخش ۱۰۰ - پایان سفر ناصرخسرو قبادیانیاز آن جا به راه سه دره سوی بلخ آمدیم و چون به رباط سه دره رسیدیم شنیدیم که برادرم خواجه ابوالفتح عبدالجلیل در طایفه وزیر امیر خراسان است که او را ابونصر میگفتند و هفت سال بود که من از خراسان رفته بودم چون به دستگرد رسید …
- بخش ۱۴ - صف دهم ناصرخسرو قبادیانی… آن اندر پدید آوردن پیشتر بوده است بذات جاکول است و بر آنچ سپس تو پدید آمده است، چنانک علت بر معلول جاکول است و جنس بر نوع جاکول است، بر مثال حیوان که بذات جاکول است بر چارپای و پرنده و چرنده و مردم، از بهرآنک ببر گرفتن ح …
- بخش ۵۱ - صف سی و نهم ناصرخسرو قبادیانی… همچنین قوت فاعله بدانچ پدید آرد اندر هر مکانی که از گشتن حالها و پدید آمدن جانوران گواهی همی دهد که او بهر مکان حاضرست،و مثال دهیم مر این سخن را چنانک گوئیم: هرگاه توهم کنیم که بعضی از هواء مکان شد بخاری را کز آب برخاست …
- بخش ۱۰ - صف ششم ناصرخسرو قبادیانی… بهرچه کردستش. و چون آن مراد حاصل آید بازگشت عالم باشد بدینچ از و پدید آمدست، و چون مردم که غایت زایشهای عالم است ، اندرین عالم مر صورتها را اندر نفس خویش همی تواند آوردن و لطیف گردانیدن و باز مران لطیف را بر هیولای کثیف …
- شمارهٔ ۱۶ - مطلع دوم خاقانی شروانیکانجا که محمد اندر آمددعوت نرسد پیمبران را
- شمارهٔ ۲۲ - مطلع چهارم خاقانی شروانیتا که هوا شد به صبح کورهٔ ماورد ریزبر سر سیل روان شیشهگر آمد حباب
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه خاقانی شروانینان زرین به ماهی آمد بازنمک خوش چه در خور افشانده است
