جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۳۵۴ از ۵۲۵
- بخش ۷۸ - حدود لحسا ناصرخسرو قبادیانی… ر دریا بروند بحرین باشد و آن جزیره ای است پانزده فرسنگ طول آن و شهری بزرگ است و نخلستان بسیار دارد و مروارید از آن دریا برآورند و هرچه غواصان برآوردندی یک نیمه سلاطین لحسا را بودی، و اگر از لحسا سوی جنوب بروند به عمان رس …
- بخش ۶۵ - پس از حج چهارم ناصرخسرو قبادیانی… نند و چون آفتاب طلوع کند به منی روند و حاج آن جا قربان کنند. و مسجدی بزرگ است آن جا که آن مسجد را خیف گویند. و آن روز خطبه و نماز عید کردن به منی رسم نیست و مصطفی صلی الله علیه و سلم نفرموده است. روز دهم به منی باشند و س …
- بخش ۷۲ - یمامه و مردمان زیدی مذهبش ناصرخسرو قبادیانیبه یمامه حصاری بود بزرگ و کهنه. از بیرون حصار شهری است و بازاری و از هرگونه صناع در آن بودند و جامعی نیک و امیران آن جا از قدیم بازار علویان بودهاند و کسی آن ناحیت از دست آنها نگرفته بود از آن که آن جا خود سلطان و ملکی …
- بخش ۸۸ - پس از بصره ناصرخسرو قبادیانی… ن رسیدیم فرود آمدیم برابر شهر ابله و آن جا مقام کردیم، هفدهم در کشتی بزرگ که آن را بوصی میگفتند نشستیم و خلق بسیار از جوانب که آن کشتی را میدیدند دعا میکردند که: «یا بوصی سلکک الله تعالی».
- بخش ۸۶ - شهر ابله ناصرخسرو قبادیانی… چنان که از آن نزهتر در عالم نباشد و آن را شاطی عثمان میگفتند و شط بزرگ که آن فرات و دجله است و آن را شط العرب گویند بر مشرقی ابله است و نهر بر جنوبی و نهر ابله و نهر معقل به بصره به رسیدهاند و شرح آن در مقدمه گفته آم …
- بخش ۲۹ - حیفا ناصرخسرو قبادیانی… را حیفا میگفتند و تا رسیدن بدین دیه در راه ریگ فراوان بود، از آن که زرگران در عجم به کار دارند و ریگ مکّی گویند، و این دیه حیفا بر لب دریاست و آنجا نخلستان و اشجار بسیار دارند. آنجا کشتی سازان بودند و آن کشتی های دریای …
- شمارهٔ ۲۱ - مطلع سوم خاقانی شروانیزادهٔ خاطر بیار کز دل شب زاد صبحکرد در این سبز طشت خایهٔ زرین عزاب
- غزل شمارهٔ ۲۶ خاقانی شروانیجان شد سیاه چون دل شمع از تَفِ جگرپس همچو شمع از مژه خوناب زرد خاست
- غزل شمارهٔ ۳۲ خاقانی شروانینقطهٔ حلقهٔ زره دیدیکه نشسستهاست بر کران خلوت
- غزل شمارهٔ ۴۰ خاقانی شروانیفرمان ملک چه ساحری ساختکز سحر بهار آزری ساخت
- غزل شمارهٔ ۴۴ خاقانی شروانیزرّینقبا زره زن از ابر سحرگهیکآنجا چو پیک بستهقبا میفرستمت
- شمارهٔ ۴۹ خاقانی شروانیهست همانا بزرگ بینی آن زالچادر از آن عیب پوش بینی زال است
