ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
نزدیک آفتاب وفا میفرستمت
۱این سر-به-مُهر-نامه بدان مهربان رسان
کس را خبر مکن که کجا میفرستمت
۲تو پرتوِ صفائی از آن بارگاه انس
هم سوی بارگاه صفا میفرستمت
۳باد صبا دروغزن است و تو راستگوی
آنجا به رغم باد صبا میفرستمت
۴زرّینقبا زره زن از ابر سحرگهی
کآنجا چو پیک بستهقبا میفرستمت
۵دست هوا به رشتهٔ جانم گره زده است
نزد گرهگشای هوا میفرستمت
۶جان یک نفس درنگ ندارد، گذشتنی است!
ور نه بدین شتاب چرا میفرستمت؟
۷این دردها که بر دل خاقانی آمده است
یک یک نگر، که بهر دوا میفرستمت
۸