خسرو بدار ملک جم ایوان تازه کرد
در هشت خلد مملکه بستان تازه کرد
۱کیخسرو تهمتن بر زال سیستان
در ملک نیم روز شبستان تازه کرد
۲این کعبه را که سد سکندر حریم اوست
خضر خلیل مرتبه بنیان تازه کرد
۳بهر ثبات ملک چنین کعبهٔ جلال
از بوقبیس حلم خود ارکان تازه کرد
۴قصری که عرش کنگرهٔ اوست آسمان
از عقد انجمش گهر افشان تازه کرد
۵مانا که بهر تاختن مرکبان عقل
مهدی به عالم آمد و میدان تازه کرد
۶یا عالمی ز لطف برآورد کردگار
وانگه در او معادن حیوان تازه کرد
۷دست کرم گشاد شه و پای بخل بست
تا پیشگاه قصر شرف وان تازه کرد
۸قحط سخا ز کشور امید برگرفت
گر خلق بهر عاطفه باران تازه کرد
۹شاهی که بهر کوههٔ زین جنیبتانش
ماهی به چرخ تحفه ز دندان تازه کرد
۱۰خاقان اعظم آنکه بقا با سعادتش
همشیرهٔ ابد شد و پیمان تازه کرد
۱۱