جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۳۸۵ از ۸۳۵
- بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق جلال الدین محمد مولویاز پی این عیش و عشرت ساختنصد هزاران جان بشاید باختن
- بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر جلال الدین محمد مولویبا چنان قادر خدایی کز عدمصد چو عالم هست گرداند بدم
- بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را جلال الدین محمد مولویاین خیال و وهم بد چون شد پدیدصد هزاران یار را از هم برید
- بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو جلال الدین محمد مولویو آنک صد فرسنگ زان سو بود اوچونک بد یعقوب میبویید بو
- بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد مینگری از چنبرهٔ وجود خود مینگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه جلال الدین محمد مولویگر زنم صد تیغ او را ز امتحانکم نگردد وُصلَتِ آن مهربان
- بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه جلال الدین محمد مولویصد متاع خوب عرضه میکنندواندرون دل عوضها میتنند
- بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست جلال الدین محمد مولویگر تو صد سیب و صد آبی بشمریصد نماند یک شود چون بفشری
- بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب جلال الدین محمد مولویآمدیم اینجا که در صدر جهانگر نبودی جذب آن عاشق نهان
- بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی جلال الدین محمد مولویصد هزاران ساله راه از جاده دوربردشان و کردشان ادبیر و عور
- بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیمشب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشهای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیالاندیشان در کار انبیا و اولیا کی میگفتند کی ساحرند و خویشتن ساختهاند و تصدر میجویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد جلال الدین محمد مولویقفل را برمیگشادند از هوسبا دو صد فرهنگ و دانش چند کس
- بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد جلال الدین محمد مولویصد ازینها گر بگویم تو کریبشنوی و ناشنوده آوری
- بخش ۴۲ - رجوع به داستان آن کمپیر جلال الدین محمد مولویچون بسی میکرد فن و آن میفتادگفت صد لعنت بر آن ابلیس باد
