جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۳۹۷ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۱ سعدی شیرازیمرا سودای بترویان نبودی پیش ازین در سرولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازی… چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیدرویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همیمالید و میگفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید.
- شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیهر که دیدست نگارین من اندر همه عمربه تماشا نرود هیچ نگارستان را
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیپارسایی را دیدم به محبّتِ شخصی گرفتار، نه طاقتِ صبر و نه یارایِ گفتار. چندان که ملامت دیدی و غَرامت کشیدی، ترکِ تَصابی نگفتی و گفتی:
- شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیمعجزات پنج پیغمبر به رویش در پدیداحمد و داود و عیسی خضر و داماد شَعیب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه سعدی شیرازیمن سرو را قبا نشنیدم دگر که بستبر فرق آفتاب ندیدم کلاه را
- غزل شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیتو را در آینه دیدن جمالِ طَلعتِ خویشبیان کند که چه بودهست ناشکیبا را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در وداع شاه جهان سعد بن ابیبکر سعدی شیرازیتا همچو آفتاب برآیی دگر ز شرقما جمله دیده بر ره و انگشت بر حِسیب
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیروزگاری برآمد که اتفاق ملاقات نیوفتاد. بعد از آن دیدمش زن خواسته و فرزندان خاسته و بیخ نشاطش بریده و گل هوس پژمریده.
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیز دیدنت نتوانم که دیده دربندمو گر مقابله بینم که تیر میآید
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیبنشست و عتاب آغاز کرد که: مرا در حال بدیدی چراغ بکشتی، به چه معنی؟
