جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۰۰ از ۴۹۷
- غزل شمارهٔ ۴۴۷ جلال الدین محمد مولویدل را ز غم بروب که خانه خیال او استزیرا خیال آن بت عیار نازک است
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ جلال الدین محمد مولوینبود باد دم عیسی و دعای عزیرعنایت ازلی بُد که نور استادست
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ جلال الدین محمد مولویبس کن زیرا که حجاب سخنپرده به گرد تو تنیدن گرفت
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ جلال الدین محمد مولویما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیانزیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ جلال الدین محمد مولویتروندهٔ پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد؟زان میوههای نادره، زیرکدل و گربز خورد
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ جلال الدین محمد مولوییک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدنزیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ جلال الدین محمد مولویباخبران و زیرکان گرچه شوند لعل کانبی خبرند از این کز او بیخبری چه میشود
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ جلال الدین محمد مولویگل از نسرین همیپرسد که چون بودی در این غربتهمیگوید خوشم زیرا خوشیها زان دیار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ جلال الدین محمد مولوینصیب تن از این رنگست نصیب جان از این لذتازیرا ز آتش مطبخ نصیب دیگ دود آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ جلال الدین محمد مولویازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست اوکه معلومست تعبیرش اگر او نیک و بد بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ جلال الدین محمد مولویاگر بر رو زند یارم رخی دیگر به پیش آرمازیرا رنگ رخسارم ز دستش آبدار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ جلال الدین محمد مولویازیرا اصل جسم تو ز زهر قاتل افتادهستسقر بودهست اصل تو نداند جز سقر چهبود
