ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
۱در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی
کو سر دل بداند و دلدار نازکست
۲چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن
بسیار هم مکوش که بسیار نازکست
۳گر بیخودی ز خویش همه وقت وقت تو است
گر نی به وقت آی که اسرار نازکست
۴دل را ز غم بروب که خانه خیال او است
زیرا خیال آن بت عیار نازک است
۵روزی بتافت سایه گل بر خیال دوست
بر دوست کار کرد که این کار نازکست
۶اندر خیال مفخر تبریز شمس دین
منگر تو خوار کان شه خون خوار نازکست
۷