جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۴۱۰ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ جلال الدین محمد مولویگلهای سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بیندر قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ جلال الدین محمد مولویشهر بزرگ است تنم غم طرفی من طرفییک طرفی آبم از او یک طرفی نارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویتو شمس تبریزی بگو ای باد صبح تیزروبا من بگو احوال او با من درآ پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ جلال الدین محمد مولویای مزرعه بگذاشته در شوره گندم کاشتهای شعله را پنداشته روزن تو چون پروانهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ جلال الدین محمد مولویزره کاسد شود آن جا سلح بیقیمتی گرددسیاستهای شاه ما چو درهم سوخت غداری
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۷ جلال الدین محمد مولویاگر تو تخمی کشتی چرا پشیمان گشتیاگر به کوه و دشتی برو که زرین طشتی
- بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم جلال الدین محمد مولویجامههای زرکشی را بافتندرها از قعر دریا یافتن
- بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود جلال الدین محمد مولویگاو را رنگ از برون و مرد رااز درون جو رنگ سرخ و زرد را
- فصل شصت وچهارم - اهل دوزخ در دوزخ خوشتر باشند که اندر دنیا جلال الدین محمد مولوی… ایمان بر او نیامد، کفر او ضعیف است به کمتر عذابی باخبر شود، همچنانک میزری که بر او گَرد باشد و قالییی که بر او گَرد باشد، میزر را یک کس اندکی بیفشاند پاک شود، امّا قالی را چهارکس باید که سخت بیفشاند تا گرد از او برود، و …
- بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویگر پذیرد چیز تو گویی گداستورنه گویی زرق و مکرست و دغاست
- بخش ۲۵ - قصهٔ عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان جلال الدین محمد مولویگفت با خود پیش آنکه گِلخورستسنگ چه بود گِل نکوتر از زرست
- بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را جلال الدین محمد مولویای بسا قاضی حبر نیکخواز گلو و رشوتی او زردرو
