جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۶۱ نتیجه برای «بد» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۴۲ از ۵۶
- بخش ۴۹ - فریاد یکی از زورق نشینان قلزم خونین اقبال لاهوریربط اقلیم بدن از هم گسیختدمبدم که پاره بر که پاره ریخت
- بخش ۱۷۶ - سرود انجم اقبال لاهوریگاه به بزم نا و نوشگاه جنازه ئی بدوش
- بخش ۲۰ - اشتراک و ملوکیت اقبال لاهوریهم ملوکیت بدن را فربهی استسینهٔ بی نور او از دل تهی است
- شمارهٔ ۷۸ حافظ شیرازیآخر دل ریش دردمندمتا چند بدست غم سپاری
- حکایت شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازیدر عُنْفُوانِ جوانی چنان که افتد و دانی، با شاهدی سَری و سِرّی داشتم، به حکمِ آن که حَلقی داشت طَیِّبُ الْاَدا وَ خَلقی کَالْبَدْرِ إذٰا بَدٰا.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیبوسه دادن به روی دوست چه سودهم در این لحظه کردنش بدرود؟
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیسود دریا نیک بودی گر نبودی بیم موجصحبت گل خوش بُدی گر نیستی تشویش خار
- حکایت شمارهٔ ۲۲ سعدی شیرازیآوردهاند که در مصر اَقاربِ درویش داشت. به بقیّتِ مالِ او توانگر شدند و جامههای کهن به مرگِ او بدریدند و خَزّ و دِمیاطی بریدند. هم در آن هفته یکی را دیدم از ایشان بر بادپایی روان، غلامی در پی دوان.
- حکایتِ شمارهٔ ۲۷ سعدی شیرازییکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود، سیصد و شصت بندِ فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کُشتی گرفتی. مگر گوشهٔ خاطرش با جمالِ یکی از شاگردان میلی داشت. سیصد و پنجاه و نُه بندش درآموخت مگر یک بند که در تعلیمِ آن دفع ا …
- حکایت شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازییکی را از ملوک مدّتِ عمر سپری شد؛ قایممقامی نداشت؛ وصیّت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در شهر اندر آید، تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویضِ مملکت بدو کنند.
- شمارهٔ ۳۶ سعدی شیرازیبَدَستی را که در مشتی نگنجدچو انگشتی فرو برده به خاتم
- غزل شمارهٔ ۵۲ سعدی شیرازیبستان و بده؛ بگوی و بشنوشبهای چنین نه وقت خواب است
