جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۴۳۷ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ جلال الدین محمد مولویخمخانه مردان دل است وز وی چه مستی حاصل استطفلی و پایت در گل است پس صبر کن تا غایتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ جلال الدین محمد مولویتا نشوی خاک درش در نگشاید به رضاتا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ جلال الدین محمد مولویخرمن گل گشت جهان از رُخت ای سرو رواندشمنِ تو جو دروی یارِ تو گندمدروی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ جلال الدین محمد مولویزهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گلقامت ما چو چنگ شد سینه ما چغانهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ جلال الدین محمد مولویگلستان و گل و ریحان نروید جز ز دست تودو چشمه داری ای چهره چرا پرنم نمیگردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ جلال الدین محمد مولویچه لاله است و گل و ریحان از آن خون رسته در بستانببینی و بشوید جان دو دست خود به صابونی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ جلال الدین محمد مولویبگفتا جان ربایم من قدم بر عرش سایم منبه آب و گل کم آیم من مگر در وقت و هر حینی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ جلال الدین محمد مولویاز باغ تو جان و تن پر کرده ز گل دامنآموخت خرامیدن با تو به سمن زاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ جلال الدین محمد مولویهمه صحرا گل است و ارغوان استبدان یک دم که در صحرا دمیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۵ جلال الدین محمد مولویز ناله واشکافد قرص خورشیدکه گل گل وادهد هم خار خاری
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۵ جلال الدین محمد مولویریحان گوید به سبزه رازیبلبل طلبد ز گل نوایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۱ جلال الدین محمد مولویای دل آمد دلبری کاندر ملاقات خوششهمچو گل در برگ ریزان از حیا میریختی
