جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴۴۱ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ جلال الدین محمد مولویازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جانمگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ جلال الدین محمد مولویشمس الحق تبریز چو خورشید برآیدزیرا که ز خورشید بود جامه عوران
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ جلال الدین محمد مولویچون به گورستان درآید استخوان عاشقیصد نواله پیچد از وی میرخوان عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ جلال الدین محمد مولویگر درآید عاقلی گو کار دارم راه نیستور درآید عاشقی دستش بگیر و درکشان
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ جلال الدین محمد مولویفرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از اینپیش شمس الدین درآید گشت باز راستین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ جلال الدین محمد مولویمطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تنچون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ جلال الدین محمد مولویچو شراب لاله رنگت به دماغها برآیدگل سرخ شرم دارد ز رخ و عذار مستان
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۲ جلال الدین محمد مولویآنک او نان را بت خود کرده استکی درآید در میان این بتان
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ جلال الدین محمد مولویمیآیدم ز رنگ تو ای یار بوی آنبرکندهای به خشم دل از یار مهربان
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۱ جلال الدین محمد مولویموش درآید گربه درآیدگر بگشایی تو سر انبان
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۱ جلال الدین محمد مولویببر عقلم ببر هوشم که چون پنبهست در گوشمچو گوشم رست از این پنبه درآید های هوی او
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۴ جلال الدین محمد مولویگرچه دو دستم بخست دست من آن تو استدست چه کار آیدم بیدم و دستان تو
