جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۴۸ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ جلال الدین محمد مولویچو هیچ کوه احد برنیامد از بن و بیخچه دست درزدهای در کمرگه کهسار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ جلال الدین محمد مولویبحر اگر تلخ بود همچو زهرهست صدف عصمتِ جان گهر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ جلال الدین محمد مولوینه آن مطرب که در مجلس نشیندگهی نوشد گهی کوشد به مزمار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ جلال الدین محمد مولویعشق ناگه جمال خود بنمودتوبه سودت نکرد و استغفار
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ جلال الدین محمد مولویحیات با تو خوشست و ممات با تو خوشستگهیم همچو شکر بفسران گهی بگداز
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ جلال الدین محمد مولویوگر این بلبل جانم بپرد ناگهان از تنزهر خاری مپرسیدش در آن گلزار جوییدش
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ جلال الدین محمد مولویدرویشی وانگه غم از مست نبیذی کمرو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ جلال الدین محمد مولویتو نطفه بودی خون شدی وانگه چنین موزون شدیسوی من آ ای آدمی تا زینت نیکوتر کنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ جلال الدین محمد مولویهر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بوددر هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ جلال الدین محمد مولویمن چون شوم کوته نظر در عشق آن بحر گهرکز ساحل دریای جان آید بشارت دم به دم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ جلال الدین محمد مولویتا که فتادم چو صدا ناگه در چنگ غمتاز هوس زخمهٔ تو کم ز یکی تار شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ جلال الدین محمد مولویگهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر رادرون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم
