جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۵۶ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ جلال الدین محمد مولویچون طلاق تن بدادی حور بینی صف زدهمسلمات مؤمنات قانتات تائبات
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ جلال الدین محمد مولویگر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمشکو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ جلال الدین محمد مولویساکنان آب و گل گر عشق ما را محرمندپس درون گنبد دل غلغله و فریاد چیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ جلال الدین محمد مولویشاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابداین شجر را تکیه بر عرش و ثری و ساق نیست
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ جلال الدین محمد مولویچَنْد باشَد غَمِ آنَت که زِ غَم، جان بِبَرَم؟خود نَباشَد هَوَسِ آنْک بِدانی جان چیست؟
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ جلال الدین محمد مولویدَسْت بَرْدار زِ سینِه، چِه نِگَه میداری؟جان دَر آن لَحْظِه بِدِه شاد کِه مَقْصود، آن است
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ جلال الدین محمد مولویجانِ جانست وگر جای ندارد چه عجباینکه جا میطلبد در تنِ ما هست کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ جلال الدین محمد مولویهر کی تشویش سر زلف پریشان تو دیدتا ابد از دل او فکر پریشان ننشست
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ جلال الدین محمد مولویبت پرستانه تو را پای فرورفت به گلتو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ جلال الدین محمد مولویچشم بند ار نبدی که گرو شمع شدیکآفتاب سحری ناسخ مهتاب شدست
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ جلال الدین محمد مولویهر کی عقد و حل احوال دل خویش بدیدبند هستی بشکست او و ز پیوند گذشت
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ جلال الدین محمد مولویبادهای ده که بدان باده بلا واگرددمجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشتهست
