جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۷۵ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ جلال الدین محمد مولویاز خاک چون غباری برداشت باد عشقمآن جا که باد جنبد آن جا بود غبارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ جلال الدین محمد مولویخواهی که تا بیابی یک لحظهای مجویشخواهی که تا بدانی یک لحظهای مدانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ جلال الدین محمد مولویآینهام من آینهام من تا که بدیدم روی چو ماهشچشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ جلال الدین محمد مولویزبان جمله مرغان بداند او به بصیرتکه هیچ مرغ نداند به وهم خویش زبانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ جلال الدین محمد مولویز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابدزهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ جلال الدین محمد مولویبدانک تن چو غبارست و جان در او چون بادولیک فعل غبار تنست غمازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ جلال الدین محمد مولویدست فشان روح رود مست تامیمنه که نیست بدان جا ترش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ جلال الدین محمد مولویکه تا پیغام آن یوسف بدین یعقوب عشق آیدیبرد ذاک و البستان و الفردوس یستنعش
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ جلال الدین محمد مولویور بدرد طبل شادی لشکر عشاق رامژده انافتحنا دردمد سرنای عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ جلال الدین محمد مولویعقل بدید آتشی گفت که عشقست و نیعشق ببیند مگر دیده بینای عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ جلال الدین محمد مولویبدو گفتم که ای دلبر چه مکرانگیز و عیاریبرانگیزان یکی مکری خوش ای عیار پنهانک
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ جلال الدین محمد مولویاگر نه صید یاری تو بگو چون بیقراری توچو دیدی آسیا گردان بدان آب روان اینک
